محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
317
خلد برين ( فارسى )
مدارج ترقيات صعود مىفرمود تا به پايهء والاى صدارت رسيد و از آنجا نيز گام اهتمام فراتر نهاده در سلك امراى عظام منخرط گرديد و بر فرامين و مناشير به جاى مير عليشير مهر زد و بعد از ارتحال ميرزا ، مولانا كنج انزوا اختيار نموده به خوشدلى روزگار مى - گذرانيد تا در سنهء اثنى و عشرين و تسع مائه متوجه سراى باقى گرديد . مؤلفاتش بدين تفصيل است : تاريخ شاهى ، ديوان قصايد و غزليات ، خسرو شيرين ، تاريخ منظوم ، منشآت . خواجه مولاناى اصفهانى : از مشاهير متعصبان اهل سنت و جماعت بود . چون آفتاب دولت مذهب حق جعفرى از مطلع سعادت طالع شد و خورشيد عالمتاب اوج شهريارى به تيغ جهانگشاى ، زنگزداى مذهب باطله گرديد مولانا را در وطن مألوف مجال اقامت نمانده خود را به هرات رسانيد و در زمان استيلاى شيبك خان بر خراسان ملازمت وى اختيار نموده پيوسته به مقتضاى ويل لمن كفرة نمرود به واسطهء اظهار عداوت اهل بيت ، مطعون خان بود تا در بخارا در پنجم جمادى الاولى سنهء سبع و عشرين و تسع مائه ميل ملاقات پيشوايان طريقهء خود نمود . از جملهء مؤلفاتش تاريخى است موسوم به عالمآرا . مولانا عبد الله هاتفى : از جملهء شعراى زمان دولت سلطان حسين ميرزا و خواهرزادهء ملا جامى بود . او نيز در محرم اين سال بدرود جهان گذران نمود . از جملهء منظوماتش : خسرو شيرين ، ليلى [ و ] مجنون ، هفت منظر ، تيمورنامه ، شاهنامه مشتمل بر وقايع زمان [ 66 ] خاقان سكندرشان . خواجه جلال الدين خواند امير تبريزى : بعد از ميرزا شاه حسين به منصب وزارت خاقان سكندر شان سرافراز گرديده در روزى كه به اين پايهء و الا رسيد اين رباعى بر